ماجرای شکست دو استارت‌آپ کار‌آفرین لهستانی

ماجرای شکست دو استارت‌آپ کار‌آفرین لهستانی

«یکی از خصوصیات مشترک تازه‌واردان به عرصه کارآفرینی این است که گمان می‌کنند کاربردی‌ترین ایده‌های کسب‌وکار را در ذهن دارند. ایده‌هایی که پیش‌تر کسی به فکرش خطور نکرده و تنها یک نفر می‌تواند آن‌ها را عملی کند. من هم یک کارآفرین تازه‌کار هستم که از این قاعده مستثنا نمی‌شوم.» این جملات بخشی از روایت کارآفرین جوان لهستانی «آتیلا زیگتی» و تجربه ناکامی او در برندسازی است.

من شکست را خریدم

من شکست را خریدم

«وارن بافت» کارآفرین و سرمایه‌گذار آمریکایی، که امروز او را سومین ثروتمند جهان می‌دانند، هم طعم تلخ پا گذاشتن در مسیر اشتباه را چشیده است. بافت که برای یک وعده ناهار خوردن با او مزایده ۲ میلیون دلاری گذاشته می‌شود، مدیرعامل شرکت چندملیتی «برکشایر هاتاوی» است.
ما معمولا عادت به یاد کردن از شکست‌های افراد بزرگ نداریم. آن‌ها را با پیروزی‌هایشان می‌شناسیم و داستان موفقیت‌های کوچک و بزرگشان را نقل می‌کنیم. آن‌ها برای ما الهه‌هایی هستند که افسانه‌های موفقیت را ساخته‌اند.
بافت در کتاب خاطرات و بیوگرافی خود با نام «گلوله برفی» می‌نویسد: «زمانی که در سال ۱۹۶۲ تصمیم گرفتم بخشی از سهام شرکت را بخرم، سرمایه چندانی نداشتم و از طرفی فکر می‌کردم صنعت نساجی جای رشد زیادی دارد. هر سهام را به قیمت ۱۹ دلار خریدم؛ در حالی که همان روزها ارزش سهام شرکت در بالاترین قیمت خود در بازار بورس به ۸ دلار رسیده بود. مدتی بعد سیبری استاتون، مدیرعامل وقت برکشایر، که از اینکه شخص احمقی پیدا شده و سهام زیادی از شرکت را با قیمت بالا خریداری کرده تعجب کرده بود، با من ملاقات کرد. اما او زیادی احمق تصورم کرده بود و قصد داشت سهم مرا به قیمت ۱۲ دلار برای هر سهام خریداری کند.»

نا امید نشوید

نا امید نشوید

با اینکه «دایان وان فارستنبرگ» برای بسیاری نام‌آشنا نیست، برند لباسی که طراحی کرده شهرتی جهانی دارد. امروز دایان وان تنها بنیان‌گذار برند DVF نیست، او کارآفرینی برجسته، خیر و فعال زنان در آمریکاست.
با اینکه «دایان وان فارستنبرگ» برای بسیاری نام‌آشنا نیست، برند لباسی که طراحی کرده شهرتی جهانی دارد. امروز دایان وان تنها بنیان‌گذار برند DVF نیست، او کارآفرینی برجسته، خیر و فعال زنان در آمریکاست.

زندگینامه مارتا استوارت؛ میلیاردر خانه‌داری در جهان

زندگینامه مارتا استوارت؛ میلیاردر خانه‌داری در جهان

در سوم اوت سال ۱۹۴۱ مارتا کستیرا «Martha Kostyra» در نیوجرسی دیده به جهان گشود. او اولین دختر خانواده بود، خانواده متوسطی که اصلیتشان لهستانی بود. هنگامی که مارتا به دنیا آمد، به همراه پدر، مادر و برادر بزرگش در یک آپارتمان بسیار کوچک زندگی می‌کرد، اما اندکی بعد با به دنیا آمدن دیگر فرزندان خانواده، تصمیم بر آن شد تا خانه‌ای حیاط‌دار خریداری نمایند و به آنجا نقل مکان کنند…

فاطمه مقیمی: من میلیاردر نیستم. مولتی میلیاردرم

فاطمه مقیمی: من میلیاردر نیستم. مولتی میلیاردرم

این که مدام به رفتن و رفتن فکر کند و نخواهد اسیر یک جا نشینی بشود طوری که موقع پیاده کردن مصاحبه اش ، از لیست کردن این همه کاری که انجام داده ، دست هایت خسته بشود اما او که تمام این سرتیترها را زندگی کرده و سال ها برایش زحمت کشیده ، خسته نباشد . ساعت ها، پرحرارت و با لذت، از این همه تلاش بگوید و به هزار راه نرفته ی دیگر هم فکر کند که هنوز و همیشه خیلی وقت دارد و بعد از یک قرار کاری آمده باشدو بعد از مصاحبه هم یک قرار کاری دیگر داشته باشد اما آن قدرپرانرژی باشد که انگار تازه اول صبح است. سیده فاطمه مقیمی را خیلی ها می شناسند . زنی که در صنعت حمل و نقل کشور ، سی سال است زحمت کشیده ، مقاومت کرده و آن قدر در این رشته سرآمد شده که همه باورش کرده اند. این که از کجا شروع کرده و چطور به این مرحله از توانستن رسیده ، حکایتی است که در یکی دو پاراگراف جمع نمی شود و نمی شود خلاصه اش کرد…